به گزارش روز جمعه ایرنا، سفر رسمی کییر استارمر، به واشنگتن و دیدار او با دونالد ترامپ رئیسجمهور آمریکا بازتاب گستردهای در محافل سیاسی و رسانهای داشت. این دیدار که نخستین ملاقات رودرروی استارمر با رئیسجمهور ایالات متحده پس از تصدی مقام نخستوزیری او محسوب میشود، با انتظارات زیادی همراه بود.
محور اصلی گفتگوهای طرفین را مسائل امنیتی و بهویژه جنگ اوکراین تشکیل میداد و استارمر تلاش کرد حمایت مستحکم آمریکا از کییف (اوکراین) را برای دستیابی به صلحی پایدار جلب کند. با این حال، در پایان این سفر ابهاماتی در مورد میزان دستاوردهای ملموس آن مطرح است.
برخی ناظران در انگلیس میپرسند آیا این ملاقات توانست به تعهدات مشخصی در حوزه امنیتی و آینده صلح اوکراین منجر شود یا خیر. علاوه بر این، دیدگاههای متفاوت تحلیلگران و رسانههای بینالمللی درباره این سفر و همچنین مقایسه مواضع استارمر و ترامپ درباره مسائل امنیتی و جنگ اوکراین، بر اهمیت نگاهی عمیقتر به این رویداد افزوده است.
دستور کار و اهداف سفر واشنگتن
دستور کار دیدار استارمر با رئیسجمهور آمریکا عمدتاً حول تقویت «روابط ویژه» لندن-واشنگتن و هماهنگی در مواجهه با چالشهای امنیتی بینالمللی تنظیم شده بود. با توجه به تداوم جنگ اوکراین، یکی از اهداف اصلی استارمر کسب اطمینان از تداوم حمایت آمریکا از اوکراین و جلوگیری از هرگونه صلح شتابزده و ناپایدار در این بحران بود.
استارمر پیش از سفر تأکید کرده بود که بدون تضمینهای امنیتی محکم از سوی ایالات متحده، صلح بلندمدت در اوکراین میسر نخواهد بود. وی هشدار داد برقراری آتشبس بدون یک «پشتوانه» معتبر میتواند فرصت تجدید قوا به ولادیمیر پوتین بدهد و زمینه را برای تجاوز مجدد روسیه فراهم کند. از این رو، پیام کلیدی او در واشنگتن این بود که پشتیبانی نظامی آمریکا برای تضمین صلح پایدار در اوکراین حیاتی است.
در کنار مسئله اوکراین، همکاریهای دفاعی و اطلاعاتی سنتی دو کشور (از جمله تعاملات در چارچوب ناتو و مشارکت در پروژههای امنیتی نظیر مشارکت انگلیس در پیمان امنیتی آکوس) و موضوعات اقتصادی-تجاری نیز در دستور کار بود. اگر برگزیت (خروج انگلیس از اتحادیه اروپا) یک خاصیت داشت، در سفر استارمر به واشنگتن نمایان شد و نخست وزیر انگلیس تلاش کرد تا پروندهای تجاری با آمریکا را تقویت کند.
هرچند امضای یک توافقنامه تجارت آزاد جامع فعلاً در چشمانداز نزدیک نیست، اما استارمر امیدوار بود مذاکرات درباره یک «توافق تجاری عالی» با آمریکا را احیا کند. او همچنین بهویژه بهدنبال مستثنیکردن انگلیس از تعرفههای سنگین ۲۵ درصدی بود که رئیسجمهور آمریکا بر واردات جهانی فولاد و آلومینیوم وضع کرده است. صنایع فولاد انگلیس این تعرفهها را «ضربهای ویرانگر» توصیف کردهاند و لندن مایل است واشنگتن در این زمینه به انگلیس معافیت یا امتیاز ویژهای بدهد.
مسائل خاورمیانه هم در گفتوگوها مطرح شد. بنابر گزارشها، استارمر قصد داشت درباره طرح رئیسجمهور آمریکا در مورد نوار غزه و تبدیل آن به «ریویرای خاورمیانه» بحث کند و بر حمایت انگلیس از راهحل دو دولتی تأکید کند؛ اما محوریت این سفر بیشتر بر مناسبات دو سوی آتلانتیک متمرکز بود.
به طور کلی، استارمر با این امید به واشنگتن رفت که ضمن تقویت پیوند شخصی و کاری با رئیسجمهور آمریکا، بتواند انگلیس را به عنوان حلقه واسط قابل اعتمادی بین آمریکا و اروپا معرفی کند. سایمون مکدونالد، دیپلمات کهنهکار و عضو مجلس اعیان انگلیس، در این باره گفت که لندن همواره خود را «پل» میان واشنگتن و اروپا میداند و با روی کار آمدن دولت جدید آمریکا، شاید این نقش قدیمی بار دیگر پررنگ شود. این دیدگاهی است که استارمر نیز به آن تمایل نشان داده و میکوشد در تعامل با دولت آمریکا از یک سو و متحدان اروپایی از سوی دیگر، نقش میانجیگر مؤثری ایفا کند.
محور امنیتی: جنگ اوکراین و ابهام در تضمینهای آمریکا
جنگ اوکراین کانون اصلی بحثهای امنیتی در این دیدار بود. استارمر با آگاهی از زمزمههای احتمال تغییر رویکرد واشنگتن، تلاش کرد نگرانیهای اروپا را به طرف آمریکایی منتقل کند. او در کنفرانس خبری مشترک با رئیسجمهور آمریکا تأکید کرد: «ما متعهد به دستیابی به توافق صلحی عادلانه در اوکراین هستیم. ایالات متحده باید اطمینان حاصل کند که پوتین دوباره به جنگ بازنمیگردد». استارمر ادعا کرد که «صلح نباید به متجاوز پاداش دهد»، عبارتی که اشاره به ضرورت عدم اعطای امتیاز به روسیه در هر توافق صلح دارد. وی با تکرار مواضع کشورش علیه روسیه، از رئیسجمهور آمریکا خواست در سمت «صلحآفرین» قرار گیرد نه در کنار «مهاجم».
با این حال، موضع طرف آمریکایی درباره چگونگی پایان جنگ اوکراین با دیدگاه استارمر یکسان نبود. ترامپ در این نشست مشترک، ضمن استقبال از تلاش برای پایان دادن به جنگ، تصریح کرد که برقراری صلح مستلزم مذاکره است و اعلام کرد: «ما در تلاش برای دستیابی به توافق صلحی هستیم که مانع جنگ مجدد در اروپای شرقی شود».
او مدعی شد که در مسیر صلح پیشرفت حاصل شده و فرصت بزرگی برای یک توافق تاریخی صلح وجود دارد. اما هنگامی که صحبت به تضمینهای امنیتی مشخص برای اوکراین کشیده شد، رئیسجمهور آمریکا از دادن پاسخ صریح خودداری کرد و عملاً از ارائه تعهد نظامی مستقیم به کییف شانه خالی نمود.
به گزارش رویترز، ترامپ در برابر درخواست استارمر برای تضمین امنیتی آمریکا به اوکراین واکنش روشنی نشان نداد و به جای آن یک «توافق اقتصادی در حوزه مواد معدنی» با اوکراین را به عنوان تضمین امنیتی مورد نیاز کییف مطرح ساخت. وی اعلام کرد این توافق که شامل همکاری در بخش معادن و عناصر کمیاب اوکراین است، امنیت اوکراین و اروپا را تقویت خواهد کرد و به بازسازی رفاه اوکراین کمک میکند. به باور ترامپ، حضور اقتصادی آمریکا در اوکراین خود نوعی پشتوانه امنیتی ایجاد میکند. وی این طور گفت: «ما آنجا خواهیم بود و کار خواهیم کرد… افراد زیادی از ما آنجا حضور خواهند داشت». این در حالی است که چنین مشارکتی از نگاه اروپاییها، فاقد هرگونه تضمین نظامی مشخص برای اوکراین و قاره پیر است.
ترامپ همچنین تأکید کرد که اروپا باید سهم بیشتری در تضمین امنیت اوکراین بر عهده بگیرد و گفت: «ما اروپا را وامیداریم که این کار را انجام دهد». او ضمن تمجید از افزایش بودجه دفاعی انگلیس، یادآور شد که متحدان اروپایی باید بار سنگینتری در امور دفاعی به دوش بکشند. در واقع، پیام غیرمستقیم ترامپ این بود که ایالات متحده تمایلی به ارائه تعهدات امنیتی فراتر از حد فعلی به اوکراین ندارد و ترجیح میدهد نقش پشتوانه اصلی بر عهده اروپا باشد.
این موضع، خواسته کلیدی استارمر را که همان تضمین قاطع آمریکا بود، در هالهای از ابهام قرار داد. خود استارمر نیز در پاسخ به سؤالی درباره تضمینهای امنیتی آمریکا اذعان کرد که ابتدا باید توافق صلح امضا شود و سپس درباره نیروهای حافظ صلح تصمیمگیری گردد. این اظهارات بدین معناست که طرفین نتوانستند در این مرحله بر سر جزئیات یک پشتوانه امنیتی مشخص برای دوران پس از جنگ توافق کنند. چنین نتیجهای از منظر بسیاری از ناظران، دستاوردی مبهم تلقی شد، چرا که احتمال بازگشت بیثباتی در صورت نبود تضمینهای کافی همچنان باقی است.
با این وجود، استارمر کوشید برخی امتیازات را از طرف آمریکایی کسب کند و یا حداقل مواضع اصولی انگلیس و اروپا را منتقل نماید. منابع خبری گزارش دادند که او در جریان دیدار، طرح صلحی «سختگیرانه و عادلانه» را با رئیسجمهور آمریکا در میان گذاشته است؛ طرحی که «اوکراین در شکل دادن به آن نقش خواهد داشت و صلح حاصله با قدرت پشتیبانی میشود تا پوتین نتواند بار دیگر تهدیدی ایجاد کند». همچنین استارمر تصریح کرد انگلیس آماده است برای پشتیبانی از چنین صلحی نیروی زمینی اعزام کند و هواپیما به پرواز درآورد تا صلح پایدار بماند.
این اظهارات نشانهای از آمادگی لندن برای حضور در هرگونه نیروی حافظ صلح بینالمللی در اوکراین است؛ البته به شرط آنکه ایالات متحده نیز حمایت لجستیکی و هوایی لازم را فراهم آورد. در واقع، استارمر تلاش کرد به واشنگتن نشان دهد انگلیس سهم خود را برای پایان مسئولانه جنگ ادا خواهد کرد، اما این اقدام را منوط به همراهی آمریکا میداند. با این حال، تأکید مجدد ترامپ بر لزوم آتشبس سریع و ابراز خوشبینیاش به قابل اعتماد بودن ولادیمیر پوتین، بیانگر آن است که رویکرد دو طرف در قبال چگونگی دستیابی به صلح همچنان فاصلهدار است.
نگاه تحلیلگران و رسانهها به این سفر
سفر استارمر به واشنگتن و رویکرد او در گفتوگو با رئیسجمهور آمریکا مورد توجه گسترده تحلیلگران و رسانههای جهانی قرار گرفت. بسیاری از ناظران، چالش پیشروی نخستوزیر جدید انگلیس را تلاش برای جلب همکاری رئیسجمهوری میدانستند که دیدگاههای متفاوتی نسبت به جنگ اوکراین و نظم امنیتی غرب دارد.
نشریه فارنپالیسی این دیدار را در راستای درخواست استارمر از آمریکا برای ایفای نقش یک «پشتیبان» (Backstop) امنیتی در اوکراین تفسیر کرد. به گزارش این نشریه، استارمر با دست پر به واشنگتن آمد؛ از یک سو پیام اتحاد اروپا و نگرانی آنها از هرگونه صلح ضعیف را منتقل کرد و از سوی دیگر با اعلام افزایش بودجه دفاعی انگلیس نشان داد که متحدان آمریکا نیز حاضرند سهم بیشتری بر عهده گیرند. وی حتی پیش از سفر در مصاحبهای گفته بود: «اگر آتشبس بدون پشتوانه باشد، [پوتین] فرصت خواهد یافت منتظر بماند و دوباره حمله کند». این موضعگیریها حاکی از آن بود که استارمر عمیقاً نگران پیامدهای یک توافق صلح بد در اوکراین است.
برخی رسانههای اروپایی نیز از زاویه نقش انگلیس به این سفر نگاه کردند. روزنامههای انگلیسی عملاً همراه استارمر به واشنگتن سفر کردند و گزارش دادند که نباید انتظار اعلام دستاورد فوری داشت، بلکه مهم حفظ گفتوگوها در «چارچوب راهبردی» است. تحلیلگران اروپایی ابراز امیدواری کردند که انگلیس بتواند در مقام یک میانجی میان اروپا و آمریکا عمل کند. به عنوان مثال، سایمون مکدونالد (دیپلمات سابق) اظهار داشت لندن با شناختی که از هر دو سوی آتلانتیک دارد، میتواند نقش واسطی ایفا کند که در دوره دوم ریاستجمهوری ترامپ بسیار موردنیاز است. وی افزود: «با این دولت جدید ترامپ، شاید آن دیدگاه قدیمیمان درباره خودمان [به عنوان پل ارتباطی] بتواند به کار آید».
این سخنان بازتاب امیدواری محافل دیپلماتیک اروپاست که حضور استارمر در کاخ سفید را فرصتی برای تلطیف روابط پُرتنش فراآتلانتیک میدانند. رئیس پارلمان اروپا، نیز ضمن استقبال از ملاقاتهای ترامپ با رهبران اروپا (از جمله مکرون و استارمر)، ابراز خوشبینی کرد که این گفتوگوها شاید بتواند نگرانیهای موجود را کاهش دهد.
از سوی دیگر، برخی رسانهها با نگاه محتاطانهتری به نتایج عملی این دیدار نگریستند. خبرگزاری رویترز تصریح کرد که اختلافات اساسی میان واشنگتن و لندن بر سر جنگ اوکراین همچنان پابرجاست و اگرچه دیدار سران دوستانه بود، اما در موضوعاتی مانند مذاکرات آمریکا-روسیه و تهدید تعرفهها، شکافهایی مشهود بود. این خبرگزاری از قول منابع خود گزارش داد که ترامپ با نزدیکشدن به پوتین و درخواست «بازپرداخت» برای کمکهای آمریکا به کییف، متحدان سنتی واشنگتن در اروپا را شوکه کرده است. در چنین فضایی، سفر استارمر تلاشی بود برای کاستن از شکافها؛ تلاشی که به زعم کارشناسان اگرچه لزوم آن قابل تحسین است، اما میزان موفقیتش محل بحث است.
برخی مفسران انگلیسی لحن استارمر در کاخ سفید را ترکیبی از چربزبانی و صراحت توصیف کردند؛ او از یک سو ترامپ را بابت «فراهمکردن امکان صلح» ستود و از سوی دیگر یادآور شد که تنها یک صلح صحیح و عادلانه پذیرفتنی است. این توازن ظریف میان تحسین و هشدار، مورد توجه تحلیلگران قرار گرفت و آن را نشانهای از واقعگرایی استارمر در برخورد با ترامپ دانستند.
در رسانههای انگلیس، گزارشهای متعددی پیرامون حواشی و دستاوردهای فرعی سفر منتشر شده است. برای مثال، شبکه اسکاینیوز خبر داد که در این دیدار بحث یک توافق تجاری احتمالی میان دو کشور مطرح شده و هرچند جزئیات آن هنوز روشن نیست، دولت لندن به صراحت اعلام کرده که سازمان بهداشت ملی انگلیس (NHS) «قابل معامله نخواهد بود». این موضوع بازتاب نگرانی افکار عمومی انگلیس از هرگونه واگذاری امتیاز در حوزه خدمات عمومی به شرکتهای آمریکایی بود. اسکاینیوز همچنین فاش کرد که ترامپ در دیدار با استارمر به وی گفته است که نسبت به انگلیس «احساس خوبی» دارد و از رابطه گرم با او سخن گفته است. چنین اظهارنظری، علیرغم همه اختلافات سیاسی، در رسانههای انگلیسی به عنوان نشانهای از موفقیت استارمر در جلب نظر مساعد رئیسجمهور آمریکا تعبیر شد. برخی تیترها حتی با بازی کلمات، از عبارت «استارمرِ چربزبان، برگ برندهاش را رو کرد» استفاده کردند که اشارهای طنز به هنر دیپلماتیک او در برخورد با ترامپ بود.
مقایسه مواضع استارمر و ترامپ در قبال مسائل امنیتی و اوکراین
یکی از بخشهای قابلتوجه این سفر، تفاوت دیدگاههای استارمر و دونالد ترامپ درباره مسائل امنیتی، به ویژه جنگ اوکراین بود که خود را در اظهارات دو طرف نشان داد. این تفاوتها ریشه در نگرش کلی آنها به نقش آمریکا در دنیا و اولویتهای سیاست خارجی دارد. در ادامه به مقایسه مختصر مواضع کلیدی آنها پرداخته شده است:
حمایت از اوکراین در برابر روسیه: استارمر موضعی قاطع در حمایت از اوکراین اتخاذ کرده است. او حمله روسیه را نقض فاحش قوانین بینالمللی میداند و معتقد است که تنها یک صلح عادلانه که متضمن عدم تجاوز مجدد باشد قابل قبول است. وی حتی آماده مشارکت انگلیس در نیروهای حافظ صلح برای تضمین امنیت اوکراین است. در مقابل، ترامپ هرچند میگوید خواهان پایان جنگ است، اما رویکردی معاملهمحور دارد. او تمایل دارد سریعاً به یک توافق برسد و معتقد است اگر قرار باشد توافقی شود باید زود انجام گیرد وگرنه احتمالاً هرگز حاصل نخواهد شد.
ترامپ به جای تأکید بر تنبیه روسیه، بر اعطای مشوقهای اقتصادی برای اوکراین (مانند مشارکت در معادن) و دریافت «بازپرداخت» برای کمکهای آمریکا تمرکز کرده است. او حتی در مقطعی زلنسکی را «دیکتاتور» خواند و بعداً سخنش را پس گرفت، که نشاندهنده دیدگاه او نسبت به رهبران درگیر جنگ است. خلاصه اینکه، استارمر حامی ایستادگی در برابر روسیه است و ترامپ خواهان معامله و خروج زودهنگام از مخمصه جنگ.
تضمینهای امنیتی و نقش ناتو: استارمر و ترامپ هر دو بر اهمیت افزایش سهم اروپا در دفاع تأکید کردهاند، اما با رویکردی متفاوت. استارمر با افزایش بودجه دفاعی انگلیس به ۲.۵ درصد تولید ناخالص داخلی تا سال ۲۰۲۷ موافقت کرده و آن را بزرگترین افزایش مداوم پس از جنگ سرد خوانده است. هدف او از این کار، هم تقویت توان اروپا و هم فرونشاندن انتقادات واشنگتن بوده است.
ترامپ از دیرباز منتقد هزینههای ناتو بر دوش آمریکا بوده و از متحدان میخواست «سهم عادلانه» بپردازند. استقبال وزارت دفاع دولت او از اعلام استارمر نشان داد این اقدام انگلیس در راستای خواست کاخ سفید تعبیر میشود. با این حال، وقتی صحبت از تعهد مستقیم آمریکا به امنیت اوکراین شد، شکاف پدیدار گشت. ترامپ ایده ارائه تضمین امنیتی صریح (مانند عضویت اوکراین در ناتو یا معاهده دفاعی) را مردود دانست و گفت این اروپا است که باید چنین نقشی ایفا کند. او حتی اظهار داشت اول باید در اوکراین آتشبس شود تا بعد درباره نیروهای حافظ صلح تصمیم گرفته شود. در مقابل، استارمر تأکید داشت که بدون پشتوانه قوی آمریکا، صلح شکننده خواهد بود. به بیان دیگر، استارمر خواهان حضور فعالتر آمریکا در معماری امنیت پساجنگ است، در حالی که ترامپ میخواهد بار مسئولیت را به اروپا منتقل کند.
روابط با روسیه و پوتین: استارمر و ترامپ در نگاه به کرملین متفاوت هستند. نخستوزیر انگلیس صراحتاً روسیه را «تنها متجاوز» در بحران اوکراین میخواند و بر ضرورت بازدارندگی پوتین تأکید دارد. این موضع با نگرانی عمیق اروپا از تهدیدات روسیه همسوست. در مقابل، ترامپ رویکردی آشتیجویانهتر نسبت به مسکو اتخاذ کرده است. او به نزدیکی با پوتین تمایل نشان داده و حتی در اظهاراتی جنجالی گفته بود که به ولادیمیر پوتین اعتماد دارد و خیال میکند «او به قولش وفا خواهد کرد» اگر به توافقی برسد. چنین رویکردی در اروپا با تردید نگریسته میشود. همچنین ترامپ بارها از ولودیمیر زلنسکی (رئیسجمهور اوکراین) انتقاد یا کماعتنایی کرده، در حالی که استارمر زلنسکی را شریک ضروری هر گفتگوی صلح میداند و تأکید دارد اوکراین باید در میز مذاکره حضور و نقش داشته باشد.
سایر مسائل امنیتی بینالمللی: در موضوعاتی مانند خاورمیانه یا چین، میتوان حدس زد که استارمر و ترامپ اختلاف نظر دارند. برای مثال، در قضیه تنش میان رژیم اسرائیل و فلسطین، ترامپ ظاهراً طرحهایی یکجانبه مثل واگذاری غزه به کشورهای عربی و تبدیل این باریکه به «ریویرای خاورمیانه» مطرح کرده که اروپا با دیده تردید مینگرد. استارمر در واشنگتن بر حق فلسطینیان برای داشتن کشور مستقل و بازگشت به سرزمینشان پس از بازسازی غزه تأکید کرد. یا در مورد تغییرات اقلیمی، استارمر همسو با سیاستهای سبز اروپا و دولت بایدن است، در حالی که ترامپ از منتقدان سرسخت پیمان اقلیمی پاریس بوده و احتمالاً در دوره جدید نیز اولویتی برای همکاری اقلیمی قائل نیست. این مسائل مستقیماً در بیانیههای رسمی سفر ذکر نشدند اما فضای کلی روابط آینده را تحت تأثیر قرار خواهند داد.
به طور خلاصه، استارمر نماینده دیدگاه اروپاییِ حامی نظم مبتنی بر قواعد و همکاری چندجانبه است، در حالی که ترامپ دیدگاهی ملیگرایانه و معاملهگرانه دارد. سفر واشنگتن آزمونی بود برای سنجش میزان امکان همگرایی این دو رویکرد در عمل. استارمر سعی کرد با دیپلماسی شخصی و انعطاف در لحن، اشتراکات را برجسته و اختلافات را مهار کند. اینکه تا چه حد در این کار موفق بوده، محل بحث تحلیلگران است.
آیا انگلیس میتواند پلی میان آمریکا و اروپا باشد؟
سفر کییر استارمر به واشنگتن، هرچند با وعدههای دو طرف برای تقویت روابط ویژه همراه شد، اما پرسشهای مهمی را درباره دستاوردهای واقعی آن برجای گذاشته است. در حوزه امنیتی، او نتوانست از واشنگتن تضمین صریحی برای حمایت پایدار از اوکراین بگیرد و ترامپ همچنان بر سیاستهای معاملهگرانه خود تأکید دارد. در زمینه اقتصادی نیز، با وجود تمایل دو کشور برای تقویت همکاریها، هیچ توافق مشخصی درباره تعرفهها یا همکاریهای تجاری اعلام نشد.
استارمر همچنان امیدوار است که انگلیس بتواند نقش «پل ارتباطی» میان آمریکا و اروپا را ایفا کند؛ نقشی که بهویژه در دور دوم ریاستجمهوری ترامپ اهمیت بیشتری خواهد داشت. اما آیا لندن میتواند در عمل این جایگاه را حفظ کند، یا آنکه شکافهای فزاینده میان سیاستهای واشنگتن و بروکسل، انگلیس را در موقعیتی نامطمئن قرار خواهد داد؟ این پرسشی است که ناظران برای پاسخ به آن، به نشست روز یکشنبه لندن میان استارمر با رهبران اروپا چشم دوختهاند.
منبع